آخرين ارسالات انجمنها

ساعت سواچ 2013
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1
    کاربر همه آنلاین

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    شهر بهشت
    نوشته ها
    32
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 5 در 5 پست
    Rep Power
    0
    Array

    Eh S دل نوشته های مرحوم حسین پناهی


    اعتراف

    من زندگی را دوست دارم
    ولی از زندگی دوباره می ترسم !
    دین را دوست دارم
    ولی از کشیش ها می ترسم !
    قانون را دوست دارم
    ولی از پاسبان ها می ترسم !
    عشق را دوست دارم
    ولی از زن ها می ترسم !
    کودکان را دوست دارم
    ولی از آئینه می ترسم !
    سلام را دوست دارم
    ولی از زبانم می ترسم !
    من می ترسم پس هستم

  2. کاربر روبرو از پست مفید ShahrokH سپاس کرده است .

    Admin (05-23-2012)

  • #2
    کاربر همه آنلاین

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    شهر بهشت
    نوشته ها
    32
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 5 در 5 پست
    Rep Power
    0
    Array

    Eh S دل نوشته های مررحوم حسین پناهی


    بيا زير چتر من که بارون خيست نکنه

    مي گم که
    خيلي قشنگه که بشر تونسته
    آتيشو کشف بکنه
    وقشنگتر اينکه
    ياد گرفته گوجه رو تو تابه ها سرخ کنه و بعد بخوره
    - راستي راستي اگه يه روز گوجه ديگه هيچ کجا پيدا نشه
    اونوقت بشر چيکار کنه؟
    - هيچي نازي
    دانشمندا تز مي دن تا تابه ها رو بخوريم
    ...


    ویرایش توسط ShahrokH : 05-28-2009 در ساعت 10:15 PM

  • کاربر روبرو از پست مفید ShahrokH سپاس کرده است .

    Admin (05-23-2012)

  • #3
    کاربر همه آنلاین

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    شهر بهشت
    نوشته ها
    32
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 5 در 5 پست
    Rep Power
    0
    Array

    Eh S دل نوشته های مرحوم حسین پناهی

    سرودي براي مادران

    پشت ديوار لحظه ها هميشه كسي مي نالد
    چه كسي او؟
    زني است در دوردست هاي دور
    زني شبيه مادرم
    زني با لباس سياه
    كه بر رويشان
    شكوفه هاي سفيد كوچك نشسته است
    رفتم و وارت ديدم چل ورات
    چل وار كهنت وبردس بهارت
    پشت ديوار لحظه ها هميشه كسي مي نالد
    و اين بار زني بهياد سالهاي دور
    سالهي گمم
    سالهايي كه در كدورت گذشت
    پير و فراموش گشته اند
    مي نالد كودكي اش را
    ديروز را
    ديروز در غبار را
    او كوچك بود و شاد
    با پيراهني به رنگ گلهاي وحشي
    سبز و سرخ
    و همراه او مادرش
    زني با لباس هاي سياه كه بر رويشان شكوفه هاي سفيد كوچك نشسته
    بود
    زير همين بلوط پير
    باد زورش به پر عقاب نمي رسيد
    ياد مي آورد افسانه هاي مادرش را
    مادر
    اين همه درخت از كجا آمده اند ؟
    هر درخت اين كوهسار
    حكايتي است دخترم
    پس راست مي گفت مادرم
    زنان تاوه در جنگل مي ميرند
    در لحظه هاي كوه
    و سالهاي بعد
    دختران تاوه با لباس هاي سياه كه بر رويشان شكوفه هاي سفيد نشسته
    است آنها را در آوازهاشان مي خوانند
    هر دختري مادرش را
    رفتم و وارت ديدم چل وارت
    چل وار كهنت وبردس نهارت
    خرابي اجاق ها را ديدم در خرابي خانه ها
    و ديدم سنگ هاي دست چين تو را
    در خرابي كهنه تري
    پشت ديوار لحظه ها هميشه كسي مي نالد
    و اين بار دختري به ياد مادرش

  • کاربر روبرو از پست مفید ShahrokH سپاس کرده است .

    Admin (05-23-2012)

  • #4
    کاربر همه آنلاین

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    شهر بهشت
    نوشته ها
    32
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 5 در 5 پست
    Rep Power
    0
    Array

    Eh S دل نوشته های مرحوم حسین پناهی


    رسالت من اين خواهد بود

    تا دو استكان چاي داغ را
    از ميان دويست جنگ خونين
    به سلامت بگذرانم
    تا در شبي باراني
    آن ها را
    با خداي خويش
    چشم در چشم هم نوش كنيم


  • کاربر روبرو از پست مفید ShahrokH سپاس کرده است .

    Admin (05-23-2012)

  • #5
    کاربر همه آنلاین

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    سیاه چال عشق
    نوشته ها
    29
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 3 در 3 پست
    Rep Power
    0
    Array

    پیش فرض

    Thanx

  • #6
    کاربر همه آنلاین

    تاریخ عضویت
    May 2009
    محل سکونت
    شهر بهشت
    نوشته ها
    32
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 5 در 5 پست
    Rep Power
    0
    Array

    پیش فرض دل نوشته های مرحوم حسین پناهی

    گفتگوي من و نازي زير چتر

    نازي : بيا زير چتر من كه بارون خيست نكنه
    مي گم كه خلي قشنگه كه بشر تونسته آتيشو كشف بكنه
    و قشنگتر اينه كه
    يادگرفته گوجه را
    تو تابه ها سرخ كنه و بعد بخوره
    راسي راسي ؟ يه روزي
    اگه گوجه هيچ كجا پيدانشه
    اون وقت بشر چكار كنه ؟
    من : هيچي نازي
    دانشمندا تز مي دن تا تابه ها را بخوريم
    وقتي آهنا همه تموم بشه
    اون وقت بشر
    لباسارو مي كنه و با هلهله
    از روي آتيش مي پره
    نازي : دوربين لوبيتل مهريه مو
    اگه با هم بخوريم
    هلهله هاي من وتو
    چطوري ثبت مي شه
    من : عشق من
    آب ها لنز مورب دارند
    آدمو واروونه ثبتش مي كنند
    عكسمون تو آب بركه تا قيامت مي مونه
    نازي : رنگي يا سياه سفيد ؟
    من : من سياه و تو سفيد
    نازي : آتيش چي ؟ تو آبا خاموش نمي شن آتيشا
    من : نمي دونم والله
    چتر رو بدش به من
    نازي : اون كسي كه چتر رو ساخت عاشق بود
    من : نه عزيز دل من ‚ آدم بود
    .



    چه ميهمانان بي دردسري هستند مرده گان
    نه به دستي ظرفي را چرك مي کنند
    نه به حرفي دلي را آلوده
    تنها به شمعي قانعند
    و اندكي سكوت
    ..........
    حسین پناهی

  • کاربر روبرو از پست مفید ShahrokH سپاس کرده است .

    Admin (05-23-2012)

  • #7
    کاربر ویژه

    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    سن
    22
    نوشته ها
    9
    سپاس ها
    0
    سپاس شده 9 در 5 پست
    Rep Power
    0
    Array

    پیش فرض

    مگسی را کشتم

    نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد، است
    و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است
    طفل معصوم به دور سر من می چرخید
    به خیالش قندم
    یا که چون اغذیه ی مشهورش، تا به آن حد، گَندَم
    ای دو صد نور به قبرش بارد
    مگس خوبی بود
    من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد


    مگسی را کشتم




    مرحوم حسین پناهی

    من تعجب می کنم چطور روز روشن دو هیدروژن با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند وآب ازآب تکان نمی خورد!

    با اجازه محیط زیست
    دریا، دریا دکل می‌کاریم
    ماهی‌ها به جهنم!
    کندوها پر از قیر شده‌اند
    زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند
    تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند
    چه سعادتی!
    داریوش به پارس می‌نازید
    ما به پارس جنوبی!

  • کاربر روبرو از پست مفید diyanazeighami سپاس کرده است .

    Admin (05-23-2012)


  •  

    اطلاعات موضوع

    کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

    در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

    موضوعات مشابه

    1. دانلود کتاب سینمای ایران
      توسط Admin در انجمن آرشیو سایت
      پاسخ ها: 0
      آخرين نوشته: 08-09-2010, 07:15 PM
    2. از این خوشمزه ها باید بترسیم!!
      توسط first در انجمن آرشیو سایت
      پاسخ ها: 0
      آخرين نوشته: 04-15-2010, 06:23 PM
    3. باغ سنگی سیمین دانشور
      توسط سوگند در انجمن آرشیو سایت
      پاسخ ها: 0
      آخرين نوشته: 01-12-2010, 12:12 PM
    4. پاسخ ها: 0
      آخرين نوشته: 10-11-2009, 11:58 AM

    کلمات کلیدی این موضوع

    مجوز های ارسال و ویرایش

    • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
    • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
    • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
    • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
    •